[صفحه اصلی ]    
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آشنایی با مرکز انتشارات::
قفسه‌ی کتاب::
آرشیو اخبار::
تسهیلات پایگاه::
نکات نگارشی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
نظرسنجی
شما وب سایت انتشارات را چگونه ارزیابی می کنید؟
ضعيف
متوسط
خوب
عالي
   
..
عضویت در وب سایت
AWT IMAGE 
..
آخرین اخبار پایگاه
..
:: کلیله و دمنه: زاغ و کبک نخجیر ::
زاغ گفت کبک نخجیری 1 با من همسایگی داشت و در میان به حکم مجاورت 2 قواعد مصادقت مؤکّد گشته بود.3 در این میان او را رغبتی افتاد و دراز کشید.4 گمان بردم که هلاک شد. و پس از مدت دراز، خرگوشی بیامد و در مسکن او قرار گرفت و من در آن مخاصمتی نپیوستم. 5 یک چندی بگذشت، کبک نخجیر باز رسید. چون خرگوشی را در خانه ی خود دید، رنجور شد و گفت: «جای بپرداز که از آن من است».6 خرگوش جواب داد که «من صاحب قبضم؛7 اگر حقی داری ثابت کن.» گفت: «جای از آن من است و حجت ها دارم» گفت: «لابد حکمی 8 عدل باید که سخن هر دو جانب بشنود و بر مقتضای انصاف، کار دعوی به آخر رساند.» کبک نخجیر گفت که: «در این نزدیکی، بر لب آب گربه ای متعبد 9 روزه دارد و شب نماز کند؛ هرگز خونی نریزد و ایذای 10 حیوانی جایز نشمرد؛ و افطار او بر آب و گیاه، مقصور می باشد؛11 قاضی از او عادل تر نخواهیم یافت؛ نزدیک او رویم تا کار ما فصل کند.» هر دو بدان راضی گشتند و من برای نظاره بر اثر 12 ایشان رفتم. تا گربه ی روزه دار را ببینم و انصاف او در این حکم مشاهده کنم . چندان که صایم الدهر 13 چشم بر ایشان افکند، بر دو پای راست بایستاد و روی به محراب آورد، خرگوش نیک از آن شگفت نمودو و توقف کردند تا از نماز فارغ شد. تحیت 14 به تواضع بگفتند و در خواستند که میان ایشان حکم باشد و خصومت خانه بر قضیت معدلیت به پایان رساند 15 فرمود که: «صورت حال بازگویید.» چون بشنود، گفت: «پیری در من اثر کرده است و حواس خلل پذیرفته و گردش چرخ و حوادث دهر را این پیشه است، جوان را پیر می گرداند و پیر را ناچیز می کند، نزدیک تر آیید و سخن بلندتر گویید.» پیش تر رفتند و ذکر دعوی تازه گردانیدند. 16 گفت:«واقف شدم و پیش از آن که روی به حکم آرم شما را نصیحتی خواهم کرد، اگر به گوش دل شنوید، ثمرات آن در این دنیا نصیب شما گردد و اگر بر وجه دیگر حمل افتد، من باری به نزدیک دیانت و مروت خویش معذور باشم. صواب آن است که هر دو تن حق طلبید که صاحب حق را مظفر باید شمرد، اگر چه حکم به خلاف هوای او نفاذ یابد. 17 و طالب باطل را مخذول 18 پنداشت، اگر چه حکم بر وفق مراد او رود. و عاقل باید که همت بر طلب خیر باقی مقصور دارد و عمر و جاه گیتی را به محل ابر تابستان و نزهت 19 گلستان بی ثبات و دوام شمرد. و خاص و عام و دور و نزدیک عالمیان را چون نفس خود، عزیز شناسد و هر چه در باب خویش نپسندد، در حق دیگران نپسندد. از این نمط 20 دمدمه و افسون21 بر ایشان می دمید تا با او الف گرفتند 22 و امن و فارغ بی تحرز23 و تصون 24 پیشتر رفتند به یک حمله هر دو را بگرفت و بکشت.
پانوشت:
1- کبک نخجیر: دراج، کبک سیاه رنگ
2- مجاورت: همسایگی
3- راه و رسم دوستی استوار شده بود
4- دراز کشید: طول کشید
5- خصومتی نکردم، مانع او نشدم
6- محل را خالی کن که به من تعلق دارد.
7- ملک در دست من است، متصرفم.
8- حَکَم: داور
9- متعبد : بسیار عبادت کننده
10- ایذا: آزار و اذیت
11- افطارش منحصر است به آب و گیاه
12- بر اثر: به دنبال
13- صایم الدهر: کسی که همیشه روزه دار است.
14- تحیت: درود و سلام گفتن
15- تا موضوع دعوی خانه را بر مقتضای دادگری پایان بخشد.
16- ادعای خود را تکرار کردند
17- اگرچه حکم بر خلاف میل او اجرا شود.
18- مخذول: خوار داشته شده، بدبخت،‌منفور
19- نزهت: خرمی، سرسبزی
20- نمط: روش
21- افسون کلماتی که جادوگر هنگام جادوگری بر زبان جاری کند، حیله و تزویر
22- الف گرفتن: خو گرفتن، دوست گرفتن.
23- تحرز: پرهیز کردن، خویشتن داری
24- تصون: خود را حفظ کردن، خود را نگاه داشتن
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 5496 بار   |   دفعات چاپ: 1561 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 315 بار   |   1 نظر
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الکترونيک در تاریخ ۱۳۸۷/۶/۱۰
خوب
Publication Center
Persian site map - English site map - Created in 0.665 seconds with 21868 queries by yektaweb 3506